تبليغاتX
سوابق بهمن بهزادي
زندگينامه

اعجاز اعداد در قرآن

آقای دکتر طارق الشیودان اخیراً کشفیات بسیار جالب، قابل توجه و تعمقی در آیات قرآن، به شرح زیر داشته‌اند:
برابری یک چیز با چیز دیگر، به عبارتی برابری اضداد!
مثال: برابری مرد با زن.
هر چند این نکته از لحاظ دستور زبان عجیب می‌نماید، لیکن آنچه برابر مجموع آیات قرآن مجید آشکار می‌گردد این است که:
کلمه مرد 24 بار در قرآن مقدس آمده است .
همچنین کلمه زن نیز 24 بار در قرآن مقدس آمده است .

یعنی 24 = 24
سپس مطابق آنالیز آیات مختلف مشخص شده که این همسانی در تنقیضات در تمامی قرآن کریم صادق است. قرآن مجید مشخص می‌کند که یک چیز با چیز دیگری (یا به عبارتی با متضاد خود و یا ریشه خود) برابر است.

در ادامه نتایج شگفت‌آور حاصل از محاسبه کلمات عربی قرآن مجید و رمز اعداد را خواهید یافت.
کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

دنیا (یکی از نام‌های زندگی): ١١۵
آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

ملائکه: ٨٨
شیاطین: ٨٨

زندگی: ١۴۵
مرگ: ١۴۵

سود: ۵٠
زیان: ۵٠

ملت (مردم): ۵٠
پیامبران: ۵٠

ابلیس(پادشاه شیاطین): ١١
پناه‌جوئی از شرّ ابلیس: ١١

مصیبت: ٧۵
شکر: ٧۵

صدقه: ٧٣
رضایت: ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان): ١٧
مردگان (مردم مرده): ١٧

مسلمین: ۴١
جهاد: ۴١

طلا: ٨
زندگی راحت: ٨

جادو: ۶٠
فتنه: ۶٠

زکات: ٣٢
برکت: ٣٢

ذهن : ۴٩
نور: ۴٩

زبان: ٢۵
موعظه (گفتار، اندرز): ٢۵

آرزو: ٨
ترس: ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی): ١٨
تبلیغ کردن: ١٨

سختی: ١١۴
صبر: ١١۴

محمد (صلوات الله علیه): ۴
شریعت (آموزه‌های حضرت محمد صلی الله علیه و آله): ۴

مرد: ٢۴
زن: ٢۴

و نیز جالب خواهد بود به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده‌اند نگاهی داشته باشیم:

نماز: ۵
ماه: ١٢
روز: ٣۶۵
دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣

%٧١٫١١١١١١١١=٣٢/۴۵*١٠٠q = دریا

%٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩=۴۵/١٣*١٠٠q = خشکی

۴۵ = ٣٢ + خشکی + دریا = ١٣

%١٠٠=(% دریا ( ٧١٫١١١١١١١١ %)+خشکی( ٢۵٫٨٨٨٨٨٨٨٩

دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ٧١٫١١١ % و خشکی ٢٨٫٨٨٩ % از کره زمین را فراگرفته است.
آیا می‌توان گفت که این‌ها همه بر حسب اتفاق در قرآن مجید آمده است؟
پرسش این است که چه کسی این علم را به پیامبر اسلام حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آموخته است؟
پاسخ بی اختیار در ذهن خواهد درخشید.
خداوند قادر مطلق این همه را بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب قرآن، کلام وحی آموخت.

آیه ٨٧ از سورهء انبیاء:

لا اِلهَ اِلاّ اَنت سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمین .

سُبحانَ اللهِ و بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیم .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 7:27 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 

اخلاق و تعهد

نقش مديران در افزايش صداقت و راستگويي در سازمان

 

  • بهمن بهزادي

 

 

 

چكيده   :

             عده اي فكر مي كنند صداقت و راستگويي صرفا يك مساله اخلاقي است و از اين روناخودآگاه مي خواهند آن را در بررسي مسائل و مشكلات اجتماعي به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد كليه حوزه هاي اجتماعي است ، نقش آن دركارخانه ها ، مجتمع هاي پتروشيمي و نهايتا اقتصاد و تجارت ،  كمتر از سرمايه، نيروي انساني و ديگر عوامل نيست. اگر کسی بتواند به صداقت روی آورد خود را از رنج های گرانی نجات داده، چرا که عامل ايجاد بيشتر رنج ها، دروغ و ريا است. دروغگويی و عدم رعايت صداقت يکی از موانع مهم در برابر شادی و رسيدن به موفقيت در زندگی به شمار می رود. براي اجتناب از آسيب ديدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاكم باشد و اصول اخلاقي از طرف سازمان و كاركنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقيت سازمان موثر خواهد بود. اول : اصول اخلاقي به عنوان يك ارزش در سازمان نهادينه خواهد شد. دوم : بين سازمان و كاركنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانه برقرار ميشود. سوم : سازمان شاهد پويايي و عملكرد مثبت كل سازمان خواهد بود. سازمان سالم سازماني است كه درباره خود و موقعيتي كه در آن قرار گرفته است واقع بين بوده، قابليت انعطاف داشته و قادر باشد براي مقابله با هر مشكلي بهترين منابع خود را به كار گيرد. براي شناختن نيازهايي كه افراد سازمان را به ناراستي وا مي دارد بايد شرايط افراد را بررسي و پس از شناسايي دلايل فردي و سازماني اقدام به اصلاح نمود.

 

 

كلمات كليدي : صداقت ؛ راستگويي ؛ دروغگويي ؛ صداقت كارمندان ؛ اعتماد ؛ سازمان ؛ اخلاق در سازمان

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه :

عده اي فكر مي كنند صداقت و راستگويي صرفا يك مساله اخلاقي است و از اين رو ناخودآگاه مي خواهند آن را در بررسي مسائل و مشكلات اجتماعي به حاشيه برانند، اما بايد گفت كه صداقت و دروغگويي موضوعي كليدي در فهم و نقد كليه حوزه هاي اجتماعي است نقش آن در اقتصاد و تجارت كمتر از سرمايه، نيروي انساني و ديگر عوامل نيست. دراين مجال برآنيم تا مفاهيم صداقت و لزوم پايبندي به آن در سازمان، علل عدم وجود صداقت در سازمان ها، آسيب شناسي سازمان در توسعه ارزشها و اصول اخلاقي و درپايان نقش مديران در افزايش صداقت و درستكاري در سازمان رامورد بررسي قراردهيم. اميد كه بتوانيم يادآور فطرت پاك انسان باشيم، چرا كه معتقديم انسانها فطرتا پاك و درستكار آفريده مي شوند و نيازها وشرايط حاكم باعث مي شود ذات خود رافراموش نمايند.

 

1- مفاهيم و تعريف صداقت

دهخدا در لغت نامه خود صداقت و راستگويي را سخن راست، قول حق، فعل و عمل حق ميداند و دروغگويي را سخن ناراست، قول ناحق، خلاف حقيقت، مقابل راست و مقابل صدق تعريف مي كند.
روانشناسان دروغگويي را به 8 دسته تقسيم مي كنند:

  1. دروغ بازي: با اين دروغ فرد مي خواهد حوادث تخيلي و يا ذهني خود را به ديگران بفهماند... اغلب دروغگويي كودكان از اين نوع است .
  2. دروغ مبهم: اين دروغ از ناتواني فرد در گزارش دهي دقيق جزئيات و يا مغالطه كردن ناشي  مي شود.
  3. دروغ پوچ: فرد جهت جلب توجه كردن ديگران و مطرح شدن اين دروغ را مي گويد.
  4. دروغ انتقام جويانه: اين دروغ از نفرت فرد به شخص و يا شي ء ناشي مي شود.
  5. دروغ محدود: اين دروغ در نتيجه ترس از مقررات شديد و يا تنبيه سخت ناشي مي شود.
  6. دروغ خودخواهانه: دروغ حساب شده اي است جهت گول زدن ديگران براي بدست آوردن آنچه را كه مي خواهد.
  7. دروغ عرفي يا وفادارانه: اين دروغ به منظور حفظ ومراقبت از دوستان انجام مي شود.
  8. دروغ عادتي: اين دروغ به دليل الگوبرداري از والدين و يا محيط پرورشي فرد برايش عادت شده است.

در تمامي اديان از جمله اسلام بر قبح دروغ تاكيده شده است و قرار گرفتن آن در ذيل عنوان گناهان كبيره معرف اين اهميت است.

 پيامبر اكرم فرمودند: دروغگو، دروغ نمي گويد مگر به سبب حقارتي كه در نفس خود دارد.

جامعه اي را در نظر بگيريد كه دروغگويي در آن قاعده واصل باشد و نه استثناء، در اين جامعه اعتماد متقابل وجود نخواهد داشت، روابط افراد كاملا غيراخلاقي خواهد شد، فساد و تباهي در همه سطوح رخنه خواهد كرد و نيز چنين جامعه اي كمترين نزديكي را با يك جامعه ديني و اخلاق مدار خواهد داشت.

اولين گام براي رواج دروغگويي، شكسته شدن قبح دروغ است. در جامعه اي كه دروغگويي نوعي زرنگي تلقي شود و مردم با شنيدن سخن دروغ لبخندي حاكي از سرور و شعف بر لبان خود ظاهر سازند طبعا دروغگويي رواج مي يابد. در سازماني كه عدم صداقت، ناراستي، نادرستي و ناپاكي در آن رواج دارد:

  • اعتماد و اطمينان افراد از يكديگر سلب گرديده و تحمل فضاي سازمان بسيار تلخ و طاقت فرسا خواهد بود.
  • دروغ خلاف فطرت انسان است و او را از درستي، درستكاري به نادرستي و تباهكاري ميكشاند و بطور كلي از هريك از افراد سازمان به فرد ديگر سرايت مي كند.
  • دروغ سرچشمه نفاق در سازمان است چرا كه صداقت هماهنگي زبان و دل است و عدم آن ناهماهنگي زبان و دل

در جو اجتماعي مملو از بي اعتمادي، روابط از دوستي هاي مشكوك و نافرجام گرفته تا رو دربايستي ها و ملاحظه كاريها، مصلحت جويي ها، پنهان كاري ها، بازيها و در نهايت انواع دشمني ها پيش مي رود و به صورتهاي بسيار متنوعي از روابط رواني، اجتماعي از قبيل فتنه، تملق ، مبالغه، عيب پوشي، نيرنگ، فرصت طلبي، تحريك و دهها خصيصه منفي ديگر كه جملگي بر پايه دروغ شكل گرفته، تجلي مي كند.فرهنگ دروغ به فرهنگ اصيل قومي، محلي و ملي پيوند مي خورد و آن را آلوده مي سازد.

در جو بي اعتمادي ، شخصيت پايه دستكاري مي شود : آدمها به مالكان طماع، اطباي بي وجدان، كسبه حقه باز، كارگران تنبل، دانش آموزان متقلب، معلمان بي مسئوليت، سربازان خائن، پدران بي فكر، سرايداران سارق، نانواهاي رفيق نواز، كارمندان رابطه باز ورؤساي تبعيض كار تبديل مي شوند و ده ها برچسب از اين قبيل در كنار مشاغل پرزحمت و آبرومند و ضروري جامعه نقش مي بندد و دو گانگي بيان و رفتار در جامعه نهادينه مي شود.

صداقت در سازمان به معناي شفافيت است و نه به معناي فرو ريختن و منتشر كردن همه جزئيات شايد به زباني ديگر ، هر راستي را نبايد گفت.

توسعه منابع انساني بدون شناخت انسان و ظرافت هاي روحي و سعه وجودي او ممكن نيست. جك ولش مدير ارشد جنرال الكتريك خود را مربي مي داند و معتقد است موضوع اصلي، رهبري و مديريت انسانها هستند. او مي گويد: همه وظيفه و هنر من كار با انسان هاست. دامنه ارزشهاي انساني و سازماني بايد از صدر تا ذيل سازمان را در بر گيرد و فعاليت هاي كسب و كار منجر به خلق ارزشهاي پايدار نه تنها براي كاركنان بلكه براي سهامداران، مشتريان و اجتماع شود. او بيان مي كند كه ارزشهاي ما ، اصول ما هستند ارزشهايي كه تعريف كرده ايم عبارتنداز :

 صداقت، احترام، كار تيمي، تشريك مساعي و درستكاري. هريك از اين ارزشها به اندازه هر جز از

 فن آوري كه ما توسعه مي دهيم براي موفقيت آينده شركت ما اهميت دارد ارزشها و اصول اخلاقي كه بر اتاق هيئت مديره حاكم است نبايد با ارزشهايي كه در محل كارخانه و يا كارگاه حاكم است تفاوت كند.
هيچ سازماني را نمي توان بي نياز از اصول اخلاقي و به ويژه سرآمدترين آنها كه همانا صداقت و درستكاري است دانست. سازمان مجموعه اي از افراد است و در هر سازمان نقش افراد انجام دادن كارها و پيشبرد وظايفي است كه به آنها محول مي شود. براي اجتناب از آسيب ديدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاكم باشد و اصول اخلاقي از طرف سازمان و كاركنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقيت سازمان موثر خواهد بود. اول : اصول اخلاقي به عنوان يك ارزش در سازمان نهادينه خواهد شد. دوم : بين سازمان و كاركنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانه برقرار ميشود. سوم : سازمان شاهد پويايي و عملكرد مثبت كل سازمان خواهد بود.

ارزشهاي اخلاقي خوب و ناهنجاريهاي اخلاقي بد در همه سازمانها وجود دارد اما به محيط ، فرهنگ و شيوه رفتار افراد بستگي دارد. رفتار اخلاقي كارمند به دو عامل ارزشهاي شخصي و جو حاكم بر سازمان وابسته است. براي مثال چنانچه سيستم پاداش سازمان به گونه اي باشد كه از رفتار نادرست افراد چشم پوشي نمايد و حتي آنها را مثبت جلوه دهد افراد شايسته هم ممكن است دست به كارهاي نادرست بزنند. هنگامي كه سازمان به افراد دروغگو و متقلب و يا كساني كه اعمال خلاف را انجام مي دهند ارتقا مقام بدهد و يا آنها را مورد ستايش قرار دهد چنين برداشت مي شود كه رفتارهاي غيراخلاقي بازدهي مناسبي دارند. اينجاست كه اصول غيراخلاقي در سازمان ريشه مي گيرد و ارزشها ، ضد ارزش و ضد ارزشها تبديل به ارزش مي شود .

يك سازمان همواره بايد براي بقاي خود در مقابل مشكلات موجود، چه در ارتباط با محيط و چه در درون سازمان در حال مبارزه با مشكلات، شناختن مشكل وابعاد مختلف آن باشد. سازمان سالم، سازماني است كه براي ادامه حيات خود قادر است به هدفها و مقاصد انساني خود دست يابد. موانعي را كه در دستيابي به هدفهايش با آن مواجه مي شود بشناسد واين موانع را از پيش پاي خود بردارد. سازمان سالم سازماني است كه درباره خود و موقعيتي كه در آن قرار گرفته است واقع بين بوده، قابليت انعطاف داشته و قادر باشد براي مقابله با هر مشكلي بهترين منابع خود را به كار گيرد.

2- علل و انگيزه هاي عدم صداقت و يا عدم درستكاري در سازمان

  1. اصرار مديران و يا سرپرستان براي گفتن جزئيات دقيق يك موضوع غالبا فرد را تشويق به دروغگويي مي كند.
  2. دروغگويي آموختني است. جو سازمان و يا رفتار و گفتار سرپرستان ميتواند آموزگار خوبي باشد بدين فرض كه در گزينش كاركنان دقت لازم انجام شده باشد.
  3. علل ديگر دروغگويي در فرد آن است كه دروغ او را از تنبيه شدن و يا تهديد در موقعيت شغلي خود محافظت مي كند.
  4. زماني كه فرد مورد مخالفت و استيضاح واقع مي گردد به دروغگويي رو مي آورد.
  5. ترس از پيامدها و عواقب كارهاي فرد عاملي است بسيار موثر در اينكه كاركنان به دروغ متوسل شوند.
  6. جلوگيري از خجالت و شرمنده شدن چه در مقابل ساير همكاران و چه در برابر سرپرست و مافوق
  7. جلب توجه و علاقه به مطرح شدن در جمع همكاران
  8. بي ايماني و عدم اعتقاد به باورهاي ديني و مذهبي
  9. جلوگيري از رسوايي برخي از افراد كار خلاف و نادرست انجام ميدهند و براي جلوگيري از كيفر و مجازات رسوايي متوسل به دروغ ميشوند و خود را فردي پاك و متعهد جلوه مي دهند.
  10.  اظهار فضل و كمال، گاهي افراد براي آنكه خود را بيش از آنچه هست بنمايانند اظهار علم و اطلاع كنند در مسائل مختلف علمي، تاريخي و غيره دروغ مي گويند.
  11.  سودجويي انسان فطرتا مخلوقي است منفعت طلب و از زيان و ضرر گريزان است پيوسته ميكوشد درصدد كسب منافع باشد و از چيزهايي كه موجب ضرور وزيان اوست پرهيز كند لذا به خاطر علاقه شديد به مال وجاه و مقام و سهولت ديگر زبان به دروغ مي گشايد و از اين وسيله نامشروع براي تامين مقصود خود كمك مي گيرد.
  12.  حب و بغضهاي افراطي، گاهي تعصبهاي شديد سبب مي شود كه انسان خلاف واقع سخن بگويد.
  13.  شخصيت طلبي انگيزه ديگري است براي روراست نبودن
  14.  احساس كمبود و حقارت، كساني كه گرفتار چنين عقده اي هستند سعي مي كنند با انواع دروغها و لاف و گزافها حقارتهايي را كه در خود احساس مي نمايند جبران كنند.

3- نقش مديران در مسير توسعه صداقت و اعتماد سازي در سازمان

  • اعتماد در سازمان از بالا به پايين جريان مي يابد و اگر مديران ارشد قابل اعتماد باشند حس اعتماد به سطوح پايين سازمان رخنه مي كند. بنابراين به سطوح كارشناسي سازمان اعتماد كنيد تا مسير توسعه صداقت و صميمت هموار گردد.
  • به شيوه هاي مختلف تلاش كنيد فضايي دوستانه و صميمي در سازمان ايجاد كنيد و از اين طريق گشودگي، صداقت و اعتماد متقابل را تقويت نمائيد. به اين منظور رويارويي مستقيم و گفتگوي بي واسطه با سطوح مختلف كاركنان را حتي به اندازه چند جمله، فراموش نكنيد. همچنين براي تزريق نشاط و شادي در ميان كاركنان خود از لطايف و ظرايف مرتبط و قريب به ذهن آنان استفاده كنيد.
  • ايجاد اعتماد در كاركنان بعنوان فرايندي تدريجي محسوب مي شود يكي از اهداف شما به عنوان مدير بايد اين باشد كه اعتماد كاركنان بر پايه موفقيتهايشان ايجاد شود بنابراين وظايفي را به زيردستان خود محول كنيد كه از عهده آن به خوبي برآيند و مجبور نشوند به دروغ متوسل شوند تا كار خود را خوب جلوه دهند. بويژه در مورد كاركنان جديد، بايد به خاطر داشت كه وظايفي را به آنها واگذار كنيم كه بتوانند آن را به خوبي و درستي انجام دهند و بدين ترتيب عادت موفق شدن در آنها به وجود آوريم.
  • گاهي اوقات كاركنان وظيفه اي را درست انجام نمي دهند. نحوه برخورد با اين نوع وضعيتها مي تواند تاثير بسزايي بر اعمال كاركنان داشته باشد. هرگز درصدد اصلاح آنها نزد سايرين برنياييد. حتي وقتي در خفا با زير دستي در مورد اشتباهي صحبت مي كنيد هدف شما بايد اين باشد كه به او آموزش دهيد تا ماهيت مشكل را بشناسد و دوباره مرتكب همان خطا نشود. در اين گونه موارد هرگز چيزي نگوييد كه كارمندتان احساس عجز و ناتواني كند يا چيزي نگوييد كه او مايوس شود زيرا قصد شما ايجاد اعتماد است نه تخريب اعتماد.
  • مديران و سرپرستان بايد به زيردستان خود ياد بدهند كه درستي و صداقت مهمترين اصل سازمان است. فرد بداند پس از گفتن حقيقت تنبيه نخواهد شد بلكه اگر صادق نباشد تنبيه سختي خواهد شد.
  • هرگز به كاركنانتان قول و وعده اي ندهيد كه قادر به انجام آن نيستيد چرا كه به زودي شما به دروغگويي متهم خواهيد شد.
  • آمادگي شنيدن حقايق تلخ و شيرين را داشته باشيد و به كاركنانتان اجازه دهيد حرفهاي خود را بدون ترس و واهمه اي بيان كنند. عكس العمل شما زمينه فكري را در مورد سودمندبودن يا نبودن راستگويي شكل مي دهد
  • هرگز كاركنانتان را سوال پيچ نكنيد و از طرح سوالاتي كه جنبه دام و تله دارد و ايشان را وادار به دروغ ميكند بپرهيزيد.
  • قوانين و مقررات سختي را در سازمان ايجاد نكنيد زيرا كاركنان شما راههاي فرار از آن را پيدا خواهند كرد.
  • براي ارتقا و رشد كاركنانتان فرصتهاي مساوي ايجاد كنيد، توزيع عادلانه قدرت، اطلاعات و امكانات در محيط كار ضروري است.
  • اطلاع رساني نمودي از مديريت شفاف و صادق است. دسترسي به اطلاعات در حكم سنگ زير بناي حاكميت دموكراتيك در سازمان است.
  • نداشتن امنيت شغلي و اضطراب ناشي از آن دليل عمده توليد شايعات در سازمان است. در سازمان آن دسته از كارگران و كارمنداني كه احساس امنيت شغلي در آنان پايين است گرفتار اضطراب ناشي از بيكاري، تبعيد، عزل از موقعيت مطلوب و محروميت از ساير امتيازات و امكانات مي باشند. در اين سازمانها دائما تعارضاتي بين كاركنان با يكديگر و نيز با مديران وجود دارد كه منجر به عدم توافق بين آنها شده و نهايتا حرمت و قداست افراد نسبت به مديران از بين رفته و در نتيجه عدم اعتماد نسبت به يكديگر را به دنبال دارد. در اينگونه سازمانها مديران سعي بر آن دارند تا از ميان كاركنان افرادي را به عنوان خبرچين در خدمت خود بگيرند. يكي از راههاي مقابله با شايعاتي كه در اثر تضادهاي رواني بوجود مي آيد همكاري گروهي، گروههاي مختلف ذينفع است .
  • يکی از اصول بنيادين شادکامی اين است که انسان پيش از هر چيز از نظر ذهنی با خودش صادق باشد. بهترين مکانی که می توانيد در آن به تمرين صداقت بپردازيد، وجود درونيتان است.
    يک ژورنال شخصی برای خود درست کنيد و سعی کنيد در آن کليه افکار و احساسات خود را به رشته تحرير درآوريد.
    اجازه دهيد تا صداقت از وجودتان سرچشمه بگيرد.
    در مورد عواطف و عقايد خود در شرايط مختلف مطلب بنويسيد.
    سعی کنيد با ترس هايتان روبرو شويد.
    هيچ چيز را از خودتان مخفی نکنيد.
    بعد از چندی زمانی که وجودتان با صداقت خو گرفت و خودتان احساس راحتی بيشتری با آن پيدا کرديد،
    آنگاه می توانيد به راحتی راستی و درستی را به رابطه های ديگر خود نيز منتقل کنيد و با سايرين نيز صادق باشيد.

و سخن آخر اينكه، براي شناختن نيازهايي كه افراد سازمان را به ناراستي وا مي دارد بايد شرايط افراد را بررسي و پس از شناسايي دلايل فردي و سازماني اقدام به اصلاح نمود.

مراجع


ميرشفيعي،سيدعيسي.بهداشت رواني كاركنان وبهره وري

حسن پور،اكبر.مدل عملي براي رهبري خدمتگزار

بينش ،مسعود. توسعه منابع انساني،تجربه مديران موفق جهان

جعفري مقدم،سعيد.گام هاي رهبران درمسيرمديريت دانش سازماني

سجادي،فضل ا....كارمندان توانمندوسازمانهاي امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 

از اوايل قرن 19 ميلادي كه توسعه صنايع شيميايي آغاز شد نياز به منظم كردن دانش فرآيند هاي شيميايي بوجود آمد. در سال 1880 جورج ديويس انگليسي طي يك سخنراني پايه هاي علمي مهندسي شيمي را بنا نهاد. در سال 1881 اولين درس در زمينه مهندسی شيمی در انستيتو تکنولوژی ماساچوست امريکا (MIT) توسط پروفسور نورتون، استاد درس شيمی صنعتي، در دانشکده مکانيک تدريس شد. علت ارائه چنين درسی توسعه روزافزون صنايع شيميايی بود و بايد فرآيند ساخت و چگونگی بهره برداری به نحوی رضايت بخش به دست مهندسانی که اطلاعات کافی درباره فرآيندهای شيميايی داشتند تدوين می شد.

 پيشرفت صنايع شيميايی در امريکا به حدی بود كه در سال 1910 توليد مواد شيميايی در اين کشور بيشتر از مجموع توليدات مواد شيميايی در آلمان و انگليس شد. اين پيشرفت سريع را مديون توجه محافل علمی امريکا به حرفه مهندسی شيمی در آن زمان می دانند. در قرن بيستم با توسعه صنايع شيميايي در زمينه های نفت، گاز، پترو شيمي، دارويي، غذايي و معدني اين رشته گسترش يافت و به گرايشهاي مختلفي تقسيم شد.

ضرورت ايجاد رشته مهندسي شيمي

ساخت و طراحي صنايع شيميايي بايد به دست مهندسانی که اطلاعات کافی درباره فرآيندهای شيميايی دارند صورت پذيرد. در گذشته طراحی و نظارت بر ساخت اين قبيل صنايع به دو صورت انجام می پذيرفت:

الف) به کمک شيمی دان ها که از تئوريهای آزمايشگاهی مطلع بودند ولی اطلاعات مهندسی و تجارب آنها کافی نبود.

ب) توسط مهندسان مکانيک که تجربه طراحی داشتند ولی از کم و کيف تئوری فرآيند مطلع نبودند.

در نتيجه هر حوزه به تنهايی درک و برداشت کاملی از طراحی و فرآيند صنايع شيميايی نداشتند و به ناچار از هر دو حوزه استفاده می شد تا با تبادل اطلاعات و همکاری بين آنها طراحی و ساخت واحدهای شيميايی صورت پذيرد. چنين وضعی يعنی استفاده از شيمی دان ها و مهندسان مکانيک در طراحی و ساخت واحدهای توليدی در آلمان مورد توجه بوده است. بعبارت دیگر برای طراحی و يا ساخت يک فرآيند شيميايی بخشهای مهندسی مکانيک و علوم شيمی در کنار يکديگر قرار می گرفتند. برای هماهنگ و يکنواخت کردن طراحی و ساخت واحدهای شيميايی اين دو حرفه (شيمی و مهندسی مکانيک) در يک مجموعه ترکيب شدند. فارغ التحصيلان چنين رشته ای که اطلاعات مربوط به فرآيندهای شيميايی و طراحی را با هم دارند قادر به طراحی ساخت و نظارت بر يک فرايند شيميايی خواهند بود. بر اساس اين ايده بود که درس شيمی صنعتی ارائه گرديد.

به تدريج که صنایع شيميايی پيشرفت کرد نياز به متخصصانی که به هر دو حوزه تسلط داشته باشند بيشتر شد و مطالعه دروسی که بتوانند نياز صنايع شيميايی را برآورده کنند در دستور کار استادان دانشگاه ها قرار گرفت و دوره هايی با نام "مهندسی شيمی مدرن" تاسيس شد. توسعه روز به روز صنايع شيميايی و احساس نياز مبرم به مهندسان شيمی دانشگاهها را بر آن داشت تا اقدام به تاسيس دانشکده های مهندسی شيمی مستقل از دانشکده های مکانيک کنند.

 

مهندسي شيمي چيست؟

تعاريف مختلفي براي مهندسي شيمي مطرح شده است مثلا انجمن مهندسان شيمي آمريكا مهندسي شيمي را اين طور تعريف مي كند: كاربرد اصول علوم فيزيكي همراه با مباني اقتصادي و روابط انساني در زمينه هايي كه به طور مستقيم به جريانها و دستگاههاي لازم مربوط مي باشند و در آنها ماده به منظور تغيير در حالت ، مقدار انرژي و يا تركيب آن فرآوري مي شود.

ستاد انقلاب فرهنگي مهندسي شيمي را اين گونه تعريف مي كند: مهندسي شيمي فن كاربرد علوم پايه در جهت پياده نمودن فرآيندهاي فيزيكي و شيميايي در مقياس صنعتي مي باشد.

هر دو تعريف فوق كاملاً درست مي باشند اما به نظر مي رسد تعريف اول كاملتر و جامعتر مي باشد. مهندسي شيمي فقط علم تبديل فرآيندهاي آزمايشگاهي به مقياس صنعتي نيست بلكه گسترده تر از اين موارد مي باشد. اگر در تعريف اول دقت كنيد علاوه بر كاربرد اصول فيزيكي و شيميايي از روابط اقتصادي و حتي روابط انساني نيز صحبت به ميان آمده است. يعني مهندسان شيمي لازم است براي موفقيت در كار خود علاوه بر قوانين رياضي و شيميايي به روابط اقتصادي و حتي روابط انساني (به عنوان مثال بازاريابي) تسلط داشته باشند.

مهندسي شيمي از رشته هاي تحصيلي خاصی می باشد كه نقش آن در صنعت، به ويژه در صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و صنايع شيميايي بسيار گسترده و متنوع است. فارغ التحصيلان دانشگاهي اين رشته در مقاطع مختلف تحصيلي مسئوليت هاي مختلفی از مهندسي توليد (فرآيند) تا مديريت يك كارخانه بزرگ را برعهده دارند و طي سالهاي اخير مشاغل مالي، اقتصادي و مديريتي متنوع تازه اي نيز براي اين بخش تعريف و پيشنهاد شده و در نتيجه دروس جديدي براي دانشجويان مهندسي شيمي دانشگاهها در نظر گرفته شده است.

به گفته متخصصان دانشگاهي، مسئوليت مهندسان شيمي در عمليات توليد، مهندسي و مديريت يك كارخانه مرتبط با صنعت نفت، به تنهايي منحصر به يك شغل اجرايي نيست، بلكه مهندسان شيمي به فراخور مسئوليتي كه برعهده مي گيرند، مسئوليت نگهداري از ميلياردها دلار سرمايه را برعهده دارند كه حداقل آن از يك ميليون دلار در يك واحد صنعتي كوچك كمتر نخواهد بود. از سوي ديگر در كنار حفظ و نگهداري سرمايه هاي عظيم، نقش اين قشر تحصيلكرده و كارآمد در شكوفايي اقتصاد كشورها به ويژه كشورهايي كه صاحب نفت هستند، قابل توجه میباشد، زيرا از حاصل كار اين گروه ميليونها نفر بهره مند میشوند و چرخهاي اقتصاد كشور سريع تر به گردش در مي آيند.

وسعت عمل مهندسين شيمی از ساير شاخه های مهندسی بيشتر است زیرا آنها در سه شاخه بنيادی فيزيک، رياضی و شيمی فعاليت دارند حال آنکه ديگر شاخه های مهندسی فقط بر پايه رياضی و فيزيک استوار هستند. علاقه به شيمی همراه با مهارت در رياضی و فيزيک افراد را به اين رشته جذب می کند. مهندسين شيمی وسعت عمل موجود در کار خود را دوست دارند. حيطه عمل اين شغل بسته به نوع پروژه و درجه تکامل و پيشرفت آن بسيار گسترده است. بخش ديگری از شغل مهندسين شيمی که باعث خشنودی آنها می شود به اجرا در آوردن کارهای آزمايشگاهی است.

مهندسين شيمی تقريباً توسط تمامی شرکتهای توليدی شيميائی، صنايع نفت و گاز و پتروشيمی، صنايع غذايی و دارويی، صنايع سلولزی، صنايع معدنی، صنايع مرتبط با انرژی استخدام می شوند. تقريباً سه چهارم مهندسين شيمی در صنايع توليدی کار می کنند و بقيه توسط مراکز دانشگاهی و شرکتهای طراحی و مهندسی استخدام می شوند و يا بطور شخصی (در قالب گروه های کوچک) مشغول به کار هستند. علاقه عميق به رياضی، فيزيک و شيمی برای موفقيت در اين رشته ضروری است.

تواناييهاي يك مهندس شيمي

تواناييهاي يک مهندسي شيمي را به طور خلاصه می توان به صورت ذيل دسته بندي كرد:

-داشتن شناخت کافی از فرآيندهاي فيزيكي و شيميايي متوالي در مسير توليد

-طراحي سيستمها و دستگاههاي مورد نياز در اين مسير

-بهينه كردن سيستم از نظر اقتصادي و ارتقاء كيفيت فرآورده ها و ...

به نظر مي آيد با اين توانايي ها، مهندسين شيمي مي توانند كاربردهاي فراواني در عرصه هاي صنعتي و در زمينه هاي گوناگون داشته باشند و حقيقت نيز چنين بوده است. از جمله اين كاربردها مي توان به موارد ذيل اشاره كرد:

-صنايع نفت، گاز و پتروشيمي

-صنايع شيميايي( رنگ، مواد شوينده و …)

-صنايع معدنی غير فلزي (سيمان، گچ، شيشه، سراميك و …)

-صنايع سلولزي (كاغذ، مقوا، چوب)

-صنايع غذايي و دارويي

-صنايع فرآوري چرم و پوست

-تصفيه آب و پساب و …

 وظايف و مسئوليت هاي مهندسين شيمي

شاخص توليد در فرآيند توليد اهميت بسيار بالايي دارد. بعنوان مثال در شاخص توليد كاهش يا افزايش نسبت هاي تعيين شده در مصرف مواد اوليه تاثير مستقيمي بر كيفيت و كميت محصول دارد. بنابراين در شاخص توليد، بخشي از مهمترين وظايف مهندسي افزايش بهره وري توليد و كاهش ضايعات (انرژی و مواد) است كه بر عهده مهندسان شيمي می باشد. در شاخص مالي و اقتصادي نيز اهميت كنترل قيمت تمام شده مشابه كنترل فرآيند توليد است، زيرا نتيجه كار بايد سوددهي صنعت را در برداشته باشد. بنابراين كنترل شاخص هاي اقتصادي و مالي نيز از وظايف مهم مهندسين شيمي است. در شاخص مديريت، به طور کلی كنترل بودجه و سرمايه، آموزش كاركنان، ايمني، ضايعات، فروش محصول و رضايت كاركنان بخشي از عواملي هستند كه اهميت كار خطير مهندسان شيمي شاغل در بخش مديريت را نشان مي دهند.

شجاعت در انجام وظيفه، هوش سرشار، به روز بودن دانش و صبر و حوصله از خصوصيات اصلي مهندسان شيمي در محيط كار است.

 توسعه منابع انساني

با توجه به وظايف حساس و سنگين مهندسين شيمي در صنعت، توسعه پايدار منابع انساني اين گروه از لحاظ كيفي و كمي بسيار حائز اهميت است. تاسيس دانشكده هاي مهندسي نفت در ارتباط با توسعه منابع انساني طي يك دهه گذشته نشان دهنده  اهميت تربيت نيروي انساني متخصص و كارآمد برای بخش هاي گوناگون صنعت بوده است.

اهميت و جايگاه مديريت منابع انساني در برنامه هاي توسعه صنعت نفت، لزوم تدوين برنامه هايي را به منظور تامين نيروي انساني ايجاب مي كند. هر ساله بخش قابل توجهي از فارغ التحصيلان دانشگاهها دانش آموختگان برجسته اي را به جامعه مهندسي شيمي تحويل می دهند. همچنين تعدادي از دانشجويان برجسته اين رشته در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري در دانشگاههاي معتبر داخل وخارج ادامه تحصيل می دهند. در همين راستا درسالهای اخیر تعداد زيادي از فارغ التحصيلان ممتاز دانشگاهها، در رشته هاي مورد نياز صنعت نفت در بخش مهندسي شيمي جذب شده اند.

دروس مهندسي شيمي

حدود 40% از دروس مهندسي شيمي با بقيه رشته هاي مهندسي يكسان است (15% دروس عمومي، 20% دروس پايه (رياضي و فيزيك) و 10% دروس مهندسي عمومي). 15% از دروس مهندسي شيمي مربوط به رشته شيمي است. 45% از دروس مهندسي شيمي مربوط به دروس اصلي (30%) و اختياري مربوط به گرايش (15%) است.

دروس اصلي اين رشته عبارتند از :

موازنه ماده و انرژي، ترموديناميك، مكانيك سيالات، انتقال حرارت، انتقال جرم، سينتيك و طراحي راكتور، كاربرد رياضيات در مهندسي شيمي، كنترل فرآيندها، عمليات واحد و طرح و اقتصاد مهندسي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 8:14 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
ماهرگز قدر آب را نمی دانیم تا زمانی که چاه خشک شود ( توماس فولر)

آدمی آفریننده سرنوشت خویش است . زرتشت

ما آن چیزی هستیم که می اندیشیم - هستی ما با افکارمان بلندی می گیرد و دنیایمان را با اندیشه هایمان می سازیم . بودا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 8:6 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
دیگران را ببخش نه بخاطر اینکه آنها سزاوار بخششند به این خاطر که تو سزاوار آرامشی - زرتشت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
 

چطور مي توان مدير يا كارمند خوبي بود و آيا مطالب زير اجراي آنها در كشور ما امكانپذير است يا خير ؟

مدير محترم ؛

- مديراني كه بهتر با كاركنان ارتباط برقرار مي كنند مديران بهتري هستند .
- افتخارات را قبضه نكنيد بلكه از آنها استفاده كنيد .
- تحسين ، قدرت است. وقتي مدير كارمندي را مورد تقدير و تحسين قرار مي دهد از همه فكر و توان كارمند بهره برداري مي كند. وقتي با تقدير و تحسين افتخارات خود را با ديگران تقسيم مي كنيد كاركنان مي فهمند كه از صميم قلب براي آنها ارزش قائليد .
- بهترين شيوه هدايت رفتار و تحت نفوذ قرار دادن كارمندان ،‌ديدن مسائل مختلف از ديدگاه آنان و تبادل نظربا آنها است .
- هميشه از مباني اخلاقي پيروي كنيد. در مواجهه با هر مسئله اي از خود بپرسيد “ انساني ترين شيوه برخورد با اين مسئله چيست ؟ ”
- قدرداني ها و تجليل ها بايد خالصانه و واقعي باشد .
- اشتباهات ديگران را غير مستقيم گوشزد كنيد .
- به كارمندان دلگرمي داده و به گونه اي عمل كنيد كه رفع خطاها و اشتباهات ساده به نظر بيايد .
- ايجاد بهترين شرايط كاري برابر است با بهترين سرمايه گذاري .
- الگوي خوب و مناسبي براي كاركنان باشيد .
- در برخورد با كاركنان اصل تفاوت فردي را در نظر داشته باشيد.
- توجه به خرد جمعي و مشورت ، ركن اساسي مديريت است .
- نوسازي و تحول ، يعني ايجاد تحول و دگرگوني در سازمان و تبديل آن به يك سازمان پويا و يادگيرنده .
- مديريت به معناي ايجاد انگيزش است .
- درصدد اصلاح رفتار كاركنان باشيد نه تغيير شخصيت آنان .
- به رفتار فرد انتقاد كنيد نه به شخصيت او .
- بدانيد داشتن نيروي انساني ماهر و كارآمد ، مهمترين سرمايه است .
- در انجام كارها روي شيوه اي خاص تاكيد نكنيد ، شايد كسي بتواند از مسير كوتاهتر و بهتري شما را به مقصد برساند .
- از مشورت و نظرخواهي با نيروي جوان ابايي نداشته باشيد .
- با بي توجهي ، تلاش و زحمات زيردستان را بي ارزش نكنيد .
- از هر كس ، مطابق دانش و تجربه اش توقع داشته باشيد تا بهترين را بدست آوريد .
- اگر قاطعيت مدير با مهرباني توام باشد ، تاثير شگفت انگيزي بر اطرافيان خود خواهد داشت و فرمانبري با ترس جاي خود را به انجام وظيفه با حس مسئوليت پذيري مي دهد .
- اجازه ندهيد بار مسئوليت كارمندان بي كفايت و كند ، بر دوش كارمندان خبره و ساعي تحميل شود زيرا افراد كوشا با درك اين بي عدالتي انگيزه خود را از دست مي دهند .
- به منظور جلوگيري از تك روي و رقابت هاي ناسالم ، روحيه انجام كارگروهي در سازمان را تقويت كنيد .
- در سلام كردن و ايجاد ارتباط دوستانه پيشقدم باشيد .
- همواره هوشيار باشيد كسي در سازمان جهت حفظ عنوان شغلي و موقعيت خود به عنوان ترمز براي نيروهاي فعال و پرانرژي عمل نكند .
- به ديگران فرصت جبران اشتباهاتشان را بدهيد
- با برقراري امنيت شغلي در محيط، روحيه كاري افراد را بهبود ببخشيد .
- به افراد شخصيت بدهيد و با برخوردهاي نادرست عزت نفس آنان را پايمال نكنيد.
- مشوق و ترويج دهنده كارهاي گروهي باشيد تا هماهنگي و همسويي كاركنان جايگزين رقابت هاي ناسالم شود .
- با احترام ، شخصيت والاي كاركنان را برانگيزيد. يعني به آنها اعتبار بخشيد ، اطلاعات بدهيد ، آموزش بدهيد و در تصميم گيريها شركتشان بدهيد .
- در تصديق كردن هايتان “ خالص” و در تمجيدهايتان “ بي مضايقه ” عمل كنيد .
- به عنوان يك مدير مهم نيست كه در حضور شما چه مي گذرد بلكه مهم آن است كه در غياب شما چه مي گذرد .
- رسيدن به عملكرد و رفتار خوب يك سفر است نه يك منزلگاه .


همكار ارجمند ؛
-يادتان باشد كه صداقت بزرگترين گام به سوي موفقيت و پيشرفت است.
-بدقولي نكنيد. بدقولي اعتماد ديگران را از شما سلب مي كند.
-كار امروز را به فردا نياندازيد.
-با متانت و حوصله با مردم برخورد كنيد.
-سعي كنيد براي انجام كارها هر بار راهي جديد و متفاوت از شيوه گذشته انتخاب كنيد زيرا با اين روش به ايده هاي نوين دست پيدا مي كنيد.
-وظيفه شناسي جزء خصلت هاي بارز شما باشد.
-به شكست ها به عنوان بهترين مدرسه براي كسب موفقيت نگاه كنيد. هيچ چيز مانند شكست موجب سختي اراده و رشد شخصيت نمي شود.
-در كار سه اصل مهم زير را هرگز فراموش نكنيد :
احترام به خود- احترام به ديگران- مسئوليت پذيري در قبال همه عملكردهاي خود.
-همه ما در كار ، رسالتي بزرگ بر دوش داريم. بايد آن را بشناسيم، باور كنيم و به بهترين نحو آن را انجام دهيم.
-اگر روز خود را به خوشرويي شروع كنيد. خواهيد ديد در پايان روز احساس بهتري داريد.
-ابعاد حقيقي شخصيت خود را سنجيده و ارزشهاي خود را بشناسيد.
-خود را در برابر آفت عذر تراشي واكسينه كنيد، آفتي كه عامل شكست است.
-بزرگ بينديشيد و به پيروزي خود ايمان داشته باشيد. از بزرگ انديشي نتايجي بزرگ مي‌گيريد.
-از ذهن خود براي انديشيدن استفاده كنيد نه براي انباركردن اطلاعات.
-با اعتماد بنفس عمل كنيد تا بتوانيد با اعتماد بنفس بينديشيد.
-ميزان موفقيت شما با وسعت تفكرتان نسبت مستقيم دارد.
-از تفكر خلاق براي يافتن راههاي بهتر و تازه تر براي انجام كارها استفاده كنيد.
-ظاهر خود را بيارابيد زيرا كمك مي كند كه افكار آراسته تري داشته باشيد.
-افكار خود را تعالي بخشيد و مانند انسانهاي بزرگ منش بينديشيد.
-با خوشبيني نسبت به مردم، توجه و حمايت آنان را به سوي خود جلب كنيد.
-در مردم جز” خوبي نديدن” هنري است كه بايد در آن مهارت يابيد.
-به پيشرفت بينديشيد، به پيشرفت ايمان داشته باشيد و براي پيشرفت بكوشيد.
-دليل بسياري از شكستها، بي اعتقادي، گرايش ناخودآگاه به شكست و نداشتن رغبت به پيروزي است.
-نگرشي كه نسبت به هوش خود داريد بسيار مهمتر از ميزان هوش شماست.
-به نظرات افراد توجه كنيد، پيوسته درحال جستجو باشيد و سنت شكن باشيد.
-طرز فكري كه نسبت به شغل خود داريد، تعيين كننده طرز فكري است كه زير دستانتان نسبت به كارشان پيدا خواهند كرد.
-گفتگو بخش بزرگي از محيط رواني ما را تشكيل مي دهند. برخي گفتگوها ، گفتگوهاي سالمي هستند و به شما احساس مطبوعي مي دهند و لي بعضي از گفتگوها نا سالم اند و به شما احساس نامطلوبي مي‌دهند و شما را تبديل به يك بازنده مي كنند. غيبت نوعي گفتگوي منفي و جزء سموم فكري محيطي است كه بايد از آن دوري جست.
-حركت موجد حركت است. اين قانون طبيعت است.
-انسان خردمند فرمانرواي ذهن خويش است و ا نسان بي خرد بنده آن.
-روحيه انسان مانند شعله آتش است اگر ضعيف باشد باد خاموشش مي كند ولي اگر قوي باشد باد راهم به خدمت خود مي گيرد.
-خود باوري باعث ايجاد فرآيندهاي مثبت مغزي مي شود كه كاركرد و فعاليتهاي ذهني را بهبود مي بخشد.
-خودباوري باعث ايجاد انگيزش و ارتقاء سطح علاقه و تمايل، افزايش تلاش و كوشش و اعتماد به نفس مي شود.
-براي مقابله با احساس خستگي اولين روز هفته مي توانيد :
از تعطيلات آخر هفته به بهترين نحو استفاده كنيد.
حجم كار را براي روز اول هفته كم كنيد.
با مثبت انديشي و آسان گرفتن مشكلات مي توانيد روحيه خود را تقويت و روزي پرنشاط و پرحوصله داشته باشيد.
-افرادي كه درباره خودشان احساس خوبي دارند عملكرد خوبي ارائه مي دهند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 12:58 بعد از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
ستايش پروردگار سپـاس و ستـايـش بـــه دادار بـــاد کـــه بنيــان هستـی بــه‌دانـش نهـــاد نمــا رو بــه درگــاه يـــزدان پــاک کــزو زنــده گــردد دل تيــره خـاک از او شــد فراهــم همــه کــارهـــا بــر او ســاده بــاشنــد دشــوارهــا پــس از يــاد بــرنــامه‌ای کـن فـراز نوين کسب و کاری به کوشش بــساز
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
 

    روزي در آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم.به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.                                پروفسورحسابي

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 
 

زندگي نوشيدن يك فنجان قهوه است

 

گردآوري : مهندس بهمن بهزادي

 

گروهي از فارغ التحصيلان پس از گذشت چند سال و تشكيل زندگي و رسيدن به موقعيت هاي خوب كاري واجتماعي طبق قرار قبلي به ديدن يكي از اساتيد مجرب دانشگاه خود رفتند. بحث جمعي آن ها خيلي زود به گله و شكايت از استرس هاي ناشي ازكار و زندگي كشيده شد. استاد براي پذيرايي ازميهمانان به آشپزخانه رفت و با يك قوري قهوه و تعدادي از انواع فنجان هاي سراميكي ، پلاستيكي و كريستال كه برخي ساده و برخي گران قيمت بودند بازگشت. سيني را روي ميز گذاشت و از ميهمانان خواست تا از خود پذيرايي كنند. پس از آن كه همه براي خود قهوه ريختند استاد گفت : اگر دقت كرده باشيد حتماً متوجه شده ايد كه همگي فنجان هاي گران قيمت و زيبا را برداشته ايد و آن ها كه ساده و ارزان قيمت بوده اند در سيني باقي مانده اند . البته اين امر براي شما طبيعي و بديهي است. سرچشمه همه مشكلات واسترس هاي شما هم همين است.شما فقط بهترين ها را براي خود مي خواهيد. قصد اصلي همه شما نوشيدن قهوه بود اما آگاهانه فنجان ها ي بهتر را انتخاب كرديد والبته در اين حين به آن چه ديگران برمي داشتند نيز توجه داشتيد . به اين ترتيب اگر زندگي قهوه باشد ، شغل ، پول ، موقعيت اجتماعي و ... همان فنجان هاي متعدد هستند. آنها فقط ابزاري براي حفظ و نگهداري زندگي اند ، اما كيفيت زندگي در آن ها فرق نخواهد داشت . گاهي ، آن قدر حواس ما متوجه فنجان  هاست كه اصلا طعم و مزه قهوه موجود در آن را نمي فهميم . پس دوستان من ، حواستان به فنجان ها پرت نشود ... به جاي آن ، از نوشيدن قهوه خود لذت ببريد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي | 

بسم الله الرحمن الرحيم

چگونه ميتوان فردايي بهتر را براي بوشهر،گناوه ، ديلم ،خارك  ترسيم نمود .

مهندس بهمن بهزادي

 

در پايان‌ يك‌ دوره، حوادث‌ تلخ‌ و شيرين‌ را محاسبه‌گرانه‌ مي‌كاويم‌ تا در آينده‌ ضعف‌ها را به‌ قوت‌ و يأس‌ها را به‌ اميد تبديل‌ كنيم‌ و بر حفظ‌ استعدادها و به‌ كارگيري‌ صحيح‌ آن‌ مراقبت‌ كنيم. علاوه بر بررسي عملكرد حوزه هاي كاري مختلف ، عملكرد عزيزاني‌ را نقد مي‌كنيم‌ كه‌ به‌ دلسوزي‌ و تلاش‌ آنان‌ براي‌ بهبود وضعيت‌ استانمان  ايمان‌ داريم. در عين‌ حال‌ آسيب‌شناسي‌ وضع‌ موجود را براي‌ دستيابي‌ به‌ فردايي‌ بهتربراي اين خطه سترگ و عزيز ضروري‌ مي‌دانيم‌ و صد البته‌ نوشته حاضر را در كمال‌ نارسايي‌ صرفاً ناظر به‌ بخشي‌ از آن‌چه‌ روي‌ داده‌ است‌ و خود قطره اي از آن درياي عظيم هستيم ، مي‌دانيم‌ و از كاستي‌ در اطلاعات وتحليل‌ پوزش‌ مي‌طلبيم.

ببينم چرا و چگونه مي توانيم به مسايل حوزه بوشهر و ديلم و گناوه و توابع  نگاه كنيم و فرصت ها و تهديد ها ،ضعف ها و قدرت ها را براي آينده اي روشن و پربار يا فردايي بهتردر اندازه هاي واقعي ترسيم كنيم؟ نگاه و روش علمي در اقتصاد، مديريت ، راهبري تجهيزات  و فرهنگ  چيست و چه اقتضاهايي دارد؟

عصر، عصر دانايي است، اگر مي خواهيم در اين زمان زندگي كنيم بايد بر رويكرد علمي متكي باشيم كه پيش ذهن هاي روشن و قطعي دارد.

البته هركس و هر جرياني مي تواند مدعي اين رويكرد باشد، اما ملاك تشخيص آن است كه اين ادعا تناسبي با مدعي داشته باشد و علاوه بر آن سابقه و عملكرد هر كس و هر جرياني هم مؤيد صداقت او باشد وگرنه به گفته حضرت علي (ع) : الحق اوسع الاشياء في التواصف و اضيقهافي التناصف ( حق در گفته از وسيع ترين دانه ها مي گذرد اما در موضع انصاف از تنگ ترين گذرگاهها).

عصر دانايي قواعد خاص خودش را مي طلبد ، اين عصر نياز به سيستم مبتني بر حاكميت دانايي دارد. اين يعني چرخش مفهومي در قدرت. يعني علم برتر از ثروت يعني ” جمع” مقدم بر ” فرد” ، يعني سيستم مداري به جاي قهرمان مداري يعني خرد جمعي به جاي فكر و توان فردي و در نهايت يعني سازماني ياد گيرنده براي فردايي بهتر ، اگر حقير  پابه اين  عرصة نهاده ام با همين رويكرد و اراده است . در سيستم بيمار حتي افراد توانمند و برجسته ناتوان مي شوند، اما سيستم سالم مي تواند با مجموعه افراد متوسط نتيجه عالي داشته باشد. سيستم روان را حتي افراد معمولي مي توانند به پيش برند در حاليكه در سيستم هاي معيوب معمولاً قهرمانان و افراد مقتدر تلف مي شوند.

نتيجه بي سيستمي  و انتساب افراد ناكارآمد در پستهاي كليدي، غلبه سليقه هاي فردي و فرد سالاري است، اما قوام گرفتن كار سيستمي ، يعني حاكميت خرد جمعي و مشاركت و مديريت جمعي .اين نتيجه قبول محوريت گفتمان علمي دراستان  و در سياست و مديريت  آن است .

رويكرد علمي يك شعار نيست كه هر كس با آن بتواند تفنني يا تبليغاتي برخورد كند كه بايد لوازم آن به وجود آيد و تبعات آن پذيرفته شود. اگر مي خواهيم دراين دنياي پرشتاب بمانيم، اگر مي خواهيم توان ملي اين قطعه از خاك پاك  و مردمان عزيز آن  وكشورمان به فرسايش نرود و اگر مي خواهيم جهت مساعدي را كه در مسير رسيدن براي فردايي بهتر به وجود آمده است ادامه دهيم، نياز به  برنامه علمي و مديريت علمي داريم و بايد به ميدان آمدن نخبگان و مهندسين جوان مبتكر  را در همه زمينه ها و فعاليتهاي استان به صورت نهادينه شده بپذيريم.

رويكرد علمي يعني سيستم سالاري و به سيستم فكر كردن براي علاج دردهاي گوناگون استان و اين يعني نتيجه و لازمه پيشبرد لايق سالاري ، دانش سالاري و بدور از باندبازي  در اينجا و در همه جا .

مذهب زنده دلان خواب پريشاني نيست
از همين خاك جهان دگري ساختن است

             بذر، قابليت و توان درخت شدن را دارد اما اين قابليت به كمك فرايند رشد محقق مي شود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 8:51 قبل از ظهر  توسط بهمن بهزادي |